شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

453

نفثة المصدور ( فارسى )

زه گريبان - 52 / 7 رشته و طراز و نوارى زرّين يا ابريشمين كه گرداگرد گريبان دوزند . از « بهار عجم » و « فرهنگ نفيسى » ذيل « زه » ، و به عربى آن را « زيق » گويند . « مقدّمة الأدب » . در « مرزبان‌نامه » باب نهم ، ص 261 ، س 2 - 6 ، در حكايت آن دو كبك كه عقابى همه ساله بچگان نوزادهء ايشان را شكار مىكرد ، آمده است : « . . . و ايشان ( يعنى همان دو كبك ) همه ساله بفراق جگرگوشگان خونين دل و ديده و سوكوار در كنج أحزان خويش افتاده بودندى ، و لباس اطلس ملوّن چون پلاس پيراهن غراب بجامهء ماتم‌زدگان بدل كرده ، درّاعهء خاراى مخطّط را تا دامن چاك زده چون زه گريبان طاووس برنگ لاجوردى برآورده . . . » . زىّ - 69 / 2 ، 92 / 4 آرايش . « مقدّمة الأدب » ، پوشش و هيئت . « الصّراح من الصّحاح » ، هيئت و پيكر . « شرح قاموس » .